هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

252

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

وى مىپراكندند با شدت و قاطعيت هر چه تمام بايستد بطورى كه ناگزيرش ساختند كه خانه‌اى از گروهى از آنان را كه بدان پناه برده و در آن براى دور ساختن مردم از وى و تضعيف روحيهء آنان ، نقشه مىريختند ، به آتش بكشد ؛ بالاخره و پس از تلاشهاى دشوار ، موفق شد سپاهى متشكل از سى هزار جنگجو ، تهيه ببيند . در طبقات ابن سعد و سيرهء ابن هشام آمده است كه عبد اللّه بن ابى به اتفاق همراهان هم‌پيمانش با مسلمانان از مدينه خارج شده و بيرون از آن اردو زد . اردوى او نيز به گفتهء مورخين ، دست‌كمى از دو اردوى ديگر نداشت ولى هنگامى كه پيامبر ( ص ) و همراهانش حركت كردند او و جماعت همراهش بازماندند و به مدينه برگشتند . پيامبر ( ص ) على را در اين غزوه همراه نبرد و در مدينه جايش گذاشت و اين ، تنها نبردى است كه على بن ابى طالب در آن شركت نكرد . هنگامى كه شرايط و اوضاعى كه اين غزوه را احاطه كرده و موضع زبونانه‌اى را كه از سوى برخى متظاهرين به اسلام و نيز توطئه‌هايى را كه براى بشكست كشاندن مسلمانان و موضع ابن ابى و جماعت همراهش را كه بنا به آنچه در « الطبقات » و سيرهء ابن هشام آمده دست‌كمى از سپاه پيامبر نداشتند در چارچوب ارزيابى چنين زمينه‌هايى مد نظر قرار گيرند توجه مىشود كه بقاى على در مدينه طى اين نبرد چيزى بوده كه پس از آنچه از سوى منافقين و حتى مسلمانان براى پيامبر نمايان شد - مصلحت اسلام آن را ايجاب مىكرده است چه بدون ترديد وجود آنان در مدينه - در صورتى كه پيامبر شخص قدرتمندى كه از وى هراس داشته باشند و بر قاطعيت و نيرو و نفوذش حساب كنند در آن بجاى نگذاشته باشد خطرى بر اين آيين ، بشمار مىرفت و اين شرايط جز در على ( ع ) ، فراهم نبود . وقتى پيامبر در راه خود به تبوك رسيد وجود على ، رأس سلطهء محلى در پايتخت اسلام ، بر آنان گران آمد و متوجه شدند كه با وجود وى ، كارى از ايشان ساخته نيست بنابراين در هر جا و مجلسى اين سخن را تكرار كردند كه گويا پيامبر او را بدين علت در مدينه گذارده كه از وى بيزار بوده است . اين شايعه در سراسر مدينه پخش شد و وقتى به گوش على ( ع ) رسيد شمشير و سلاحش را بدست گرفت و به پيامبر كه در مكانى به نام « الجرف » ، اردو زده بود ، پيوست و به او گفت : منافقان مدعيند كه تو تنها بدين خاطر كه مرا مزاحم خود مىدانى و قصد خوار داشتنم دارى در مدينه بجاى گذاردى . بنا به آنچه كه در روايت طبرى و ابن هشام و ابى الفداء و يعقوبى و ديگران آمده پيامبر ( ص ) فرمود : من ترا براى پشت جبهه خود ، در آنجا گذاردم .